الماس سختم من
که با چکش نمی شکنم
و نه با قلم تراشیده می شوم
که با چکش نمی شکنم
و نه با قلم تراشیده می شوم
بزن بزن بزن مرا
که من از آن نخواهم مرد
که من از آن نخواهم مرد
همچون ققنسم من
که از مرگ خود زندگی باز می یابد
و از خاکستر خود می زاید
که از مرگ خود زندگی باز می یابد
و از خاکستر خود می زاید
بکش بکش بکش مرا
که من از آن نخواهم مرد
که من از آن نخواهم مرد
* به راستی که انسان را در رنج آفریدی...

ژان کریستف
پاسخ دادنحذف