ما فاتحان شهر های رفته بر بادیم، با صدایی ناتوان تر زانکه برون آید از سینه، راویان قصه های رفته از یادیم




۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

کاریش هم نمی شد کرد

احتمالاً برای هر مردی دست‌کم یک شهر وجود دارد که دیر یا زود به یک دختر تبدیل می‌شود. این‌که مرد آن دختر را تا چه‌حد خوب یا بد می‌شناسد لزوماً تأثیری بر این استحاله نمی‌گذارد. دختر آن‌جا بود، و تمامِ شهر بود، و کاری‌ش هم نمی‌شد کرد...

نغمه‌ی غمگین، جی.دی.سلینجر

۱ نظر: