ما فاتحان شهر های رفته بر بادیم، با صدایی ناتوان تر زانکه برون آید از سینه، راویان قصه های رفته از یادیم




۱۳۹۰ اسفند ۲۲, دوشنبه

باربادوس 1

سيزده درجه بالاتر از استوا و پنجاه و نه درجه به سمت غرب گرينويچ كه بيايي، درست جايي بين اقيانوس آرام و درياي كاراييب جزيره اي هست به اسم باربادوس. يكي از ده ها  سلسله جزاير آمريكاي مركزي ولي با فرهنگ و زباني متفاوت. اينجا زبان رسمي انگلليسي است و ماشين ها از سمت چپ مي رانند و مردماني دارد كه اغلب از آفريقا در زمان استعمار انگليس ها آورده شده اند. 

پروازي پنج ساعته به سمت جنوب داشتم و اكنون در جنوبي ترين نقطه ي زندگي ام هستم. دلم شاد است. چند متري بيشتر با دريا فاصله ندارم. جاده ي پشت مركز بلر در هال تون را وقتي ادامه دهي، ناگهان دريا شروع مي شود.  ساحل  چنداني هم ندارد. امروز هوا ابري و دريا مواج بود. من هم روز متلاطمي را داشته ام: ساعتي معطلي، گم شدن كيف يكي از دوستان، نگراني بابت ارايه اي كه هنوز آماده نيست. اكنون اما اندكي زير آسمان دراز كشيده ام و صداي او را شنيده ام. فكر مي كنم باربادوس جاي خوبي ست.  


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر